X
تبلیغات
ادبیات فارسی دوره راهنمایی - علائم نگارشی

ادبیات فارسی دوره راهنمایی

ادبیات فارسی دوره راهنمایی

علائم نگارشی

نقطه ويرگول (؛)
نقطه ويرگول نيز همانند نقطه و ويرگول نشانه درنگ است. زمان درنگ نقطه ويرگول بيشتر از ويرگول و كمتر از نقطه است. كاربرد اين نشانه چنين است:
الف. قرار گرفتن بين جمله‌هايي كه از نظر دستوري مستقل ولي از نظر معنايي به هم مربوط و مكمل هم‌اند:
مردم كار را دوست دارند؛ چون بدون آن احساس مي‌كنند به هيچ كار نمي‌آيند.
روز خوبي بود؛ همه شاد بودند؛ هيچكس به فكر بديها نبود.
ب. قرار گرفتن بين جمله‌ها يا گروههاي اسمي كه با «از اين قرار است» و «شامل اين موارد است» و «عبارتند از» و از اين قبيل مي‌آيند و برشمرده مي‌شوند:
شرايط عضويت در باشگاه شامل اين موارد است:
دارا بودن كارت پايان خدمت؛
عضويت در كميته‌هاي ورزشي؛
داشتن سابقه قهرماني؛
نداشتن سوءپيشينه.
اعضاء بايد موارد زير را رعايت كنند:
رأس ساعت مقرر در محل حاضر باشند؛
لباسهاي ورزشي بپوشند؛
ساك مخصوص همراه داشته باشند؛
كارت عضويت را به سينه نصب كنند.

 

 

دو نقطه (:)
دو نقطه نيز مانند نقطه و ويرگول و نقطه ويرگول نشانه درنگ است و براي توضيح در مورد آنچه بيان شده مي‌آيد. اين نشانه به معني «زيرا» و «چونكه» و الفاظي به اين معني است:
علي به مدرسه نرفت: مريض شده بود.
مراسم را لغو كردند: آقاي رئيس تصادف كرده بود.
دونقطه را قبل از نقل قول نيز مي‌آورند:
سعدي در گلستان چنين گفته است: «نصيحت از دشمن پذيرفتن خطاست ...»

 

 

هلال (پرانتز)
كاربرد هلال از اين قرار است:
الف. براي آوردن توضيح در درون آن. اين توضيح معادل و هم‌معني آن چيزي است كه قبل از پرانتز ذكر شده. هلال در اين كاربرد به معني «يا» و «يعني» است:
كتاب فردوسي (شاهنامه) اثري جاودان است.
ب. براي آوردن توضيحي فرعي و تكميلي كه اهميت آن كمتر از مطلبي است كه قبلاً ذكر شده:
پسرعموي او (همان كه ديروز به مسافرت رفته بود)5 به تازگي درسش را تمام كرده است.
او جايزه صدهزار توماني بهترين نويسنده را برد (اين جايزه قبلاً پنجاه هزار تومان بود).
ج. براي آوردن اطلاعات كتابشناختي در هنگام نقل قول مستقيم يا غيرمستقيم از متون:
هر خواننده‌اي حد معني از اصوات موسيقي را مي‌تواند بخواند (خالقي، 1373).
د. درج حرف اول اصطلاحاتي كه بعد از نام پيامبران و ائمه مي‌آيد:
محمد (ص)، علي (ع).
هـ. قرار دادن اصطلاحات مربوط به سوره و آيه‌هاي قرآن كريم:
(سوره الناس، 4)
و. براي اختياري بودن كلمه يا عبارتي:
فاصله اين بندر تا بندر بعد چند گره (دريايي) است؟

 

 

علامت نقل قول (گيومه) (« »)
علامت نقل قول در اين موارد به كار مي‌رود
الف. براي ذكر نقل قول:
به گفته سعدي: «هر نفسي كه فرو مي‌رود ممّد حيات است و چون برمي‌آيد مفرّح ذات.»
ب. هنگامي كه كلمه‌اي نامتعارف يا كم كاربرد باشد؛ علامت نقل قول در اين حالت براي جلب توجه خواننده به لفظ مفروض است:
فرهنگستان زبان و ادب فارسي معادل «بسپار» را به جاي پليمر انتخاب كرده است.
ج. هنگامي كه نويسنده بخواهد مسئوليت كاربرد لفظي را نپذيرد:
ايشان عقيده دارند شما «دپرس» شده‌ايد.
د. هنگامي كه احتمال خط واژه‌اي بيگانه با يكي از الفاظ فارسي وجود داشته باشد:
«من» در زبان انگليسي به معني آدم و مرد است.
هـ. هنگامي كه با زبان فارسي درباره الفاظ زبان فارسي بحث شود:
همه مي‌دانند كه «من» ضمير اول شخص مفرد است.

 

 

 

قلاب (‍[ ])
قلاب در خط فارسي داراي كاربردهايي از اين دست است:
الف. گاهي مصحح در تصحيح متون كهن، مطالبي را كه حذف شده مي‌پندارد در آن قرار مي‌دهد:
ايزد تعالي سلك احوال ]جهانيان بواسطه راي[ جهان‌گشاي خداوند ... (مرزبان‌نامه، ص 66، تصحيح محمدبن‌ عبدالوهاب قزويني، چاپخانه مروي، 1367).
ب. قرار دادن توضيحاتي كه در نمايشنامه‌ها به كار مي‌آيد:
دختر گل‌فروش ]با روسري آبي[: خواهش مي‌كنم يك گلي از من بخريد. ]پس از گفتن اين حرف به زمين مي‌افتد.

 

 

خط تيره (ـ)
خط تيره چنين كاربردهايي دارد:
الف. مشابه كاربرد مورد ب هلال. يعني براي آوردن توضيحي فرعي يا مكمل كه اهميت آن كمتر از مطلبي است كه قبلاً بيان شده:
علي-كه‌تعريفش‌راشنيده بودي-درسش تمام شده.
اگر در اين حالت مطلبي كه داخل دو خط تيره قرار گرفته در پايان جمله قرار بگيرد، به جاي خط تيره دوم نقطه گذاشته مي‌شود:
همسايه‌مان ديروز از سفر آمد- همان همسايه كه او را مي‌شناسي.
ب. براي نشان دادن سخنان قهرمانان داستانها و نمايشنامه‌ها:
- من كتاب را خوانده‌ بودم.
- كدام كتاب را؟
ج. براي جدا كردن اجزاء كلمات مركب:
معاون اروپا- آمريكا، عمليات سياسي- نظامي.
د. براي نشان دادن فاصله بين حروف به جاي كلماتي نظير «تا» و «به»:

 

 

سه نقطه (...)
سه نقطه را در اين موارد به كار مي‌برند:
الف. به جاي يك يا چند كلمه محذوف كه به توالي آمده‌اند:
همه آمده بودند: پسر و دختر و پير و ...  هر كسي كه در شهر بود
ب. براي نشان دادن بخشي از نقل قول:
به گفته ابوسعيد ابوالخير: « ... و طريقت همه محو كلّي و حقيقت همه حيرت است.»

 

 

مميز (/)
مميز را در دو مورد به كار مي‌برند:
الف. براي جداكردن روز و ماه و سال در تاريخ‌ها:
2/3/1382
ب. بين صورتهاي مختلف كلمه‌اي كه برخي حروفش تغيير كرده است:
آميزه/آميژه، سپهسالار/ سپاهسالار.

 

 

علامت سئوال (؟)
موارد استعمال علامت سئوال به اين شرح است:
الف. در پايان جمله‌هاي پرسشي مستقيم؛ چه در اين جمله‌ها كلمات پرسشي از قبيل «آيا» و «كي» و «چه وقت» به كار رفته باشد يا خير:
علي به مدرسه رفته است؟
آيا علي به مدرسه رفته است؟
علي كي به مدرسه رفته است؟
ب. هنگامي كه نويسنده در مورد نكته‌اي ترديد و يا قصد استهزاء داشته باشد. در اين صورت علامت سئوال داخل ابرو مي‌آيد:
نخستين جام جهاني فوتبال در سال 1934 (؟) برگزار شد.
در جهان مشكلي به نام مشكل محيط زيست وجود ندارد (؟)

 

 

علامت تعجب (!)
علامت تعجب در پايان الفاظ و جمله‌هايي مي‌آيد كه احساسات فرد را نشان مي‌دهد. اين احساسات شامل تعجب و تحسين و استهزاء و خشم و درد و رنج و افسوس هستند. علامت تعجب را به هنگام دعا و تهديد و امر نيز به كار مي‌برند. جمله‌ها و كلماتي كه در پايان آنها علامت تعجب آمده، آهنگ افتان دارند:
تعجب و تحسين و استهزاء: چه كتابي! عجب پسري! اخلاقش چه خوب بود!
خشم: گم شو!
درد: سرم داره مي‌تركه!
رنج: دلم گرفته!
افسوس: حيف! دريغ!
دعا: خدا خيرت بدهد!
تهديد: پدرت را درمي‌آورم! بيچاره‌ات مي‌كنم!
امر: بيا اينجا!

 


 علامت تكرار (//)
چنانچه كلمات مشابهي در چند سطر تكرار شده باشد، در سطرهاي زيرين به جاي نوشتن آنها از علامت تكرار استفاده مي‌شود:
الف. علي حسيني، سال دوم، رشته زبان، دانشگاه تهران.
ب. كامران محمدي، // ، // ، دانشگاه مشهد.
ج. فرشيد ملكي، سال سوم، // ، // .

 

 

ستاره
ستاره سه كاربرد دارد:
الف. علامت ارجاع دادن به زيرنويس است.
ب. زبانشناسان آن را در بالاي جمله‌هايي مي‌گذارند كه از نظر دستوري صحيح نيست:
 علي رفتن مدرسه به
*

ج. در زبانشناسي تاريخي در بالاي كلمات بازسازي شده مي‌آيد. يعني كلماتي كه محقق آن را به قياس با محتوا يا صورت متن و كلمات ديگر ساخته است و صورتي مفروض است.

 


 پيكان (فلش) (-->)
يك كاربرد پيكان براي ارجاع دادن در فرهنگها است:
مرداد --> ا مرداد
كاربرد ديگر اين علامت هنگامي است كه بخواهند ترتيب به دست آمدن نتيجه‌اي را نشان دهند:
سركه+انگبين-->سركنگبين--> كنگبين-->سكنجبين.

 

 

منابع
احمدي‌گيوي، حسن و ديگران، 1367، زبان و نگارش فارسي، سمت.
پژوه، محمد، 1346، نشانه‌گذاري، ناشر؟
خلخاي، نازيلا، 1375، بررسي علمي شيوه خط فارسي، انتشارات ققنوس.
خيام، مسعود، 1373، خط آينده، مؤسسه انتشارات نگاه.
سميعي، احمد، 1366، آيين نگارش، مركز نشر دانشگاهي.
ياحقي، محمدجعفر و محمدمهدي ناصح، 1371، راهنماي نگارش و ويرايش، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 10:23  توسط م - ذوالفقاری  |